سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پا تر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۲۹ آبان ۹۲ ، ۰۸:۵۷ Unknown

آخرین نظرات

پیوندها

نُشی پشت فرمون !!!

جمعه, ۸ شهریور ۱۳۹۲، ۰۸:۴۲ ب.ظ
پست ندارکات  مدیر محترم وبلاگ رهسپار قدیمی را که خواندم یاد خاطره ایی افتادم لذا این خاطره را مدیون ایشان هستم . در صورتی که پست ندارکات حج مصطفی را نخوانده اید توصیه میکنم بخوانید و برگردید.

سال ۶۵ معاون یکی از همین تدارکاتها (اکنون به آن آماد و پشتیبانی می گویند) بودم . آن مطلبی که رهسپار قدیمی عزیز به آن اشاره کرده اند کاملا" درست است ، هر موقع به تدارکاتها برای گرفتن چیزی مراجعه میشد جوابشان این بود : نداریم !!! به همین خاطر دوستان ، کلمه تدارکات را به ندارکات تبدیل کرده بودند  اما استراتژی من با افراد تدارکات فرق میکرد من اعتقاد داشتم که مواد و لوازم را باید در اختیار نیروها گذاشت تا استفاده کنند نه اینکه در انبار بماند تا خراب شود . در کل روحیه من تدارکاتی نبود . خیلی از بچه های تدارکات و انبار داران اعتقاد داشتند من به درد تدارکات نمیخورم چون چوب حراج به اموال میزنم . همه هم متوجه این روحیه  من شده بودند لذا  درخواستهایشان را زمانی می آوردند که مسئول تدارکات  تشریف نداشتند و  به من مراجعه میکردند تا راحت کالای مورد نظرشان را بدست آورند یک روز یکی از نیروها که کارش را راه انداخته بودم در حال خروج از اتاقم بود که فرد دیگری نامه به دست  قصد داشت وارد اتاق شود . سینه به سینه شدند و حال احوالی کردند فردی که در حال خروج بود در حالی که تلاش میکرد من صدایش را نشنوم به آرامی به دوستش گفت : هر چِی مَخی سریع روُ  اُسون  تا  نُشی  پُشتِ فَرمونهَ!!!!

پوتین

یک قلم از اقلام تدارکاتی

 

ترجمه :

هر چِی مَخی سریع روُ اُسون تا نُشی پُشتِ فَرمونهَ!!!!: هر چی میخوای برو بگیر تا ناشی پشت فرمان است

۹۲/۰۶/۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰
سید سرزمین خاطره ها

نظرات  (۱۸)

۱۶ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۰۳ یار شیرین سخن
سلام سالروز میلاد حضرت معصومه رو به شما و خانواده محترم تبریک میگم
از طرف ما هم نایب الزیاره باشید
پاسخ:
پاسخ: بر شما هم مبارک .انشاالله
سلام
با مطلبی در مورد حجاب با نام(ببخشید آقا میتونم به خانومتون نگاه کنم؟) بروزم.
لطفا تشریف بیارید.
پاسخ:
پاسخ: انشاالله میام
۱۶ شهریور ۹۲ ، ۱۷:۰۵ یار شیرین سخن
سلام دایی میشه از خواب دایی مجتبی بیشتر بگید خیلی مایلم بدونم....
راستی شنیدم نمیاین دزفول دلم خیلی گرفت
دلم براتون تنگ شده
پاسخ:
پاسخ: گفتم که چون کامل نمیدونم فعلا معذورم عزیزم.
۱۵ شهریور ۹۲ ، ۱۹:۳۶ علیرضا رشنو
سلام سید جان
بجای اینکه بگن اوسا پشت فرمونه
یعنی تدارکات چی ، جنس بده گیره نده هم گیره دیگه
....
من به روز هستم
پاسخ:
پاسخ: چشم مهندس
۱۵ شهریور ۹۲ ، ۰۷:۵۱ امیر ابراهیمیان
سلام بر شما.با پست جدید ماه عسل بروزم.لطفا به ما سر بزنید
پاسخ:
پاسخ: سلام حج امیر آمدم قبل از دعوت
هر خاطره که تهعریف می کنید برایم بوی تازگی درد با مطلب آی هفت سالگی کجایی یادت بخیر به روزم http://montazer1415.blogfa.com/
پاسخ:
پاسخ: ممنون . چشم
۱۳ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۳۰ محمد مجیدی راد
سلام
این سیاست نخوردن و دور ریختن خیلی بد است !!
کار درست رو شما کرده اید
بروزم
سر بزنید
پاسخ:
پاسخ: چشم مهندس در خدمتم
سلام سید
من باشم میذارمت رئیس بانک مرکزی

پاسخ:
پاسخ: سلام مهندس لطف داری . یادم باشه برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی خیلی برات تبلیغ کنم . فقط قولت دادت نره اخوی.
۱۲ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۰۰ مسافر بهشت2313
سلام
داستان جالی بود و استفاده کردیم.با توجه به اینکه وبلاگ منم مختص یکی از آزاد مردان عرصه جهاده لذا خوشحال میشم شما هم از وبلاگ من دیدن کنید.من شما رو لینک کردم و خوشحال میشم که با هم تبادل لینک داشته باشیم.التماس دعا
پاسخ:
پاسخ: چشم سر میزنم
فقط آدرس ندارم
سلام علیکم
ما که اون موقعیت رو درک نکردیم نمی دانیم استراتژی شما کارآمدتر بوده که نیاز نیروها را برطرف می کردید یا آنها که برای آینده ذخیره می کرده اند اما ان شاءالله خداوند به شما و آنها جزای خیر دهد که به سربازان اسلام خدمت کرده اید.
پاسخ:
پاسخ: علیکم السلام
ذخیره و صرفه جویی تا زمانی خوبه که کالا در انبار فاسد و منقضی تاریخی نشود. در انباری من لباس دیدم که در اثر مرور زمان و کمی رطوبت پوسیده شده بود .
سلام
با مطلبی در مورد حجاب با عنوان(تو میتونی...) بروزم.
خوشحال میشم تشریف بیارید.
پاسخ:
پاسخ: سلام چشم می آیم
سلام دایی . راستی واسه ی احیا شب 29ام به مسجد کرناسیان رفتم و بین عکس شهدا عکس علی یار خسروی رو دیدم . یادم رفته بود بهتون بگم. اون شب یاد دایی مجتبی افتادم و این عکس سر در وبلاگتون!!!!!
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم این علیار حکایت غریبی دارد . دوست داشتم در قالب پستی بیاورم ولی چون منبع موثقی ندارم نمی توانم .(قضیه خوابی که دایی شهیدت دیده بود)
برخی ها از برخی موقعیت های جنگ سوء استفاده کردند...
نه به دل صاف شما نه به قدر ندانی آنها!!!!!
می گفتین ناشی نیستم قلب رئوفی دارم
پاسخ:
پاسخ: بحث قلب صاف نیست عزیزم استراتژی من اینگونه بود . نه بابا کلی خندیدم .
با سلام برادر بزرگوار
بسیار زیبا و به جاست از خاطراتی گفتن که روال زندگی عادی دارد .تا نسل بعد بدانند که ما اغراق نکرده ایم رزمندگان اسلام از پیامبران و امامان خود الگو می گیرند در جنگیدن از علی اکبر ، بریر ، حبیب بن مظاهر در تقوا از امام زین العابدین در استدلال از امام رضا در شوخی از بزرگان دین در شب زنده داری از مولا علی باز تاکید داریم که آنها سعی داشتند مسلمان واقعی باشند با تمامی نیاز ها وکارهای عادی یک انسان کامل وحتی گاهی از اشتباهات غیر عمدی .
پاسخ:
پاسخ: ممنون احمد رضا جان از حضورتان
۱۰ شهریور ۹۲ ، ۰۱:۳۹ امیر ابراهیمیان
اخ گفتی از این تدارکاتی ها.به حج مصطفی گفته ام که انشاالله در آینده نزدیک به قول برره یک خاطره ازشون از خودم در بکنم.
پاسخ:
پاسخ: پیشاپیش قبول باشه حج امیر
۰۹ شهریور ۹۲ ، ۲۲:۰۰ رهسپارقدیمی
سلام
یک روز برای صبحانه میهمان چادر تدارکات بودم برایم تخم مرغ سرخ کردند و بویش توی چادر پیچیده بود همان موقع یکی از بچه ها آمد و گفت : من صبحانه نخورده ام ! تدارکاتچی گفت ناشتا پنیر بود و تمام شد ! گفت : خب تخم مرغ بده . گفتش تخم مرغ نداریم ! طرف برگشت و گفت چطور خودتان تخم مرغ می خورید و هنوز بویش توی چادر است ... و تدارکاتچی گفتش : " بین سَر خوَر اما به کسی مگو ! "
پاسخ:
پاسخ: سلام "حج مصطفی ازین : بین سَر خوَر اما به کسی مگو ! "زیاد داشتیم !!!
۰۹ شهریور ۹۲ ، ۲۱:۳۲ یار شیرین سخن
سلام
به جای اینکه قدردانی کنن .....
واقعا که !!شاید لازم بوده شما هم مثل بقیه تدارکاتی ها با اونا برخورد کنید
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم .بله
سلام
مطلب جالبی بود.
با مطلبی با عنوان (دمبه بره!!) بروزم
حتما تشریف بیارید.
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم چشم