سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پا تر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۲۹ آبان ۹۲ ، ۰۸:۵۷ Unknown

آخرین نظرات

پیوندها

وقتی مرده شور هم می گرید!!!!

پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ۱۱:۱۹ ب.ظ

شهید سید مجتبی (اخوی حقیر) در کربلای ۴ به فیض عظمای شهادت نائل آمد. در  دی ماه سال ۱۳۶۵ . خبرش را به من دادند اما از جنازه مطهرش خبری نبود . در اردی بهشت ماه سال ۱۳۶۶ یعنی حدود ۴ ماه پس از شهادش برای شناسایی جنازه به سرد خانه شهید آباد رفتم . حاج سید کریم موسوی همراهم بود مامور سرد خانه و حاج سید کریم تابوتش را زمین گذاشتند . سید مظلوم ۴ ماه در آبها و مردابهای حوالی جزیره سهیل مهمان بود . یادم می آید در این ۴ ماه مرحوم مادرم برای پیدا شدن جنازه اش هر شب نماز امام زمان می خواند . چشمم که به پیکر مطهرش افتاد بی اختیار نشستم و نشستنم از سستی پاهایم بود ، که احساس کردم پاهایم توان نگهداشتن بدنم را ندارند. فردای آن روز برای نظارت بر کارهای غسل و کفن به شهید آباد رفتم مرحوم عبد الحسین رودبندی مرده شور آن زمان شهید آباد در حالی که کفن را مرتب میکرد بغضش ترکید و مانند یک بچه بلند بلند گریه کرد .مات و  متحیر بودم مگر میشود مرده شور هم اینقدر رقیق القلب باشد . گفت : غسلش ندادم ! نمیشد غسلش دهم !!! تیمم دادم هرچند شهید به هیچ چیز نیاز ندارد .  در حال گریه گفت : ای جوونون ِ عزیزَناز دِلمهَ سُختِنهَ!!!! خوش بحالِ خوشون  چارهِ زغالِ مارِ بوونشون. کاسکهِ یهَ قَلِ اَ جنازهِ بچهِ مُنه هم بِ اِووردِن . اگر اشتباه نکنم پسرش مفقود الجسد بود .

 

ترجمه :

ای جوونون ِ عزیزَناز دِلمهَ سُختِنهَ!!!! خوش بحالِ خوشون چارهِ زغالِ مارِ بوونشون. کاسکهِ یهَ قَلِ اَ جنازهِ بچهِ مُنه هم بِ اِووردِن .

این جوانان عزیز و ناز دلم را سوزانده اند . خوشا به حال خودشان و بدا به حال مادران و پدارانشان . کاش تکه ایی هم از جنازه بچه مرا هم می آوردند.

 

۹۲/۰۹/۲۱ موافقین ۰ مخالفین ۰
سید سرزمین خاطره ها

نظرات  (۱۷)

۲۶ آذر ۹۲ ، ۲۱:۱۷ سید مجتبی
با سلام
با مطلبی به نام عاشورا یا ashura بروز هستم.
اگر می خواهید بیش از این مدیون شهدای کربلا نباشید لطفا پس از مطالعه مطلبی در این باره انتشار دهید.
پاسخ:
پاسخ: سلام میام ....................ان شاالله
سلام .
حالاکه احساس میکنم وچودم ضروریست وبایداین مناقشه ی دو سید را خاتمه دهم به خوداجازه داده ونظرکارشناسایانه ام(وووووووویییییییی نوشتن ای واژه چقدرسخت‌‌ بید،باری به هرجهت... و )بیان میکنم:
اردی بهشت . [ اَ /اُ ب ِ هَِ ] (اِ) در اوستا، اَشَه وَهیشتَه و در پهلوی اُرت وَهیشت مرکب از دو جزء است : اول اَرتَه به معنی درستی و راستی و پاکی و تقدس . دوم وهیشته صفت عالی از وِه به معنی به و خوبست و کلمه ٔ مرکب به معنی بهترین راستی است.معنی ترکیبی این لغت به معنی مانند بهشت باشد چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چون این ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال ، بنابراین اردیبهشت خوانند.
موردتوجه آقامجتبی درهرصورت نوشته بشه همون معنی و مصداقو می رسونه. البته خان دایی شکل صحیح تر واصیل تر ان واژه زردشتی رو نوشتن.یادمه ابتدایی که بودم موقع امتحان املا بعضی وقت ها کلماتی که پیشوند "می"یا پسوند "ها "یا کلمه های مرکبی که جدا یا روی هم نوشتنشون تو معنی فرقی نداشت (که اغلب کلمات هم همینطورند)رو خلاف چاپ کتاب مینوشتیم یک غلط املایی کامل محسوب می شد وکلی از نمره رو ازدت می دادیم درصورتی که لازم نبودغلط محسوب بشه. من با آن عقل گنجشکیم می دانستم که این غیرعادلانه اس ولی وقتی که الان نسل ابتدایی امروز را میبیم دراملایشان این مسائل غلط محسوب نمی شود.....
بازم شکر که متوجه شدن!!
پاسخ:
پاسخ: سلام
درود بر شما . نه به خاطر اینکه یه کم به طرف من کج شدید بلکه به خاطر احساس مسولیتتان در قبال زبان بی زبان فارسی .
۲۳ آذر ۹۲ ، ۰۹:۵۲ یار شیرین سخن
سلام
همان موقع که برای مراسم تدفین بی بی به دزفول آمده بودیم این حکایت را که برای مادرم تعریف کرده بودید برایم نقل کرد گفت که شما بعد از دیدن دایی مجتبی به زمین افتاده و بی حال شدید گفت که فقط قدری استخوان بوده قربانش شوم باورم نمی شود همه شما چه کشیدید ؟بی بی و بابا چه کشیدند؟ کاش نمی آمدم و این پستتان را نمی خواندم بدجور دلم ریش می شود احساس می کنم خیلی از ما دور است خیلی ... دور تر ازبابا و بی بی ...
پاسخ:
پاسخ: سلام
هنگامه ایی بود آن زمان ..................
سلام
یادمان نمی رود تا قبل از زمان جنگ مادرانمان به ماها هم حساسیت های زمان ما را یا بیشتر داشتند. اما معجزات امام ره چه بود که مردم را متحول کرد و آنها را به آرمان های مقدس الهی نزدیک نمود. صلوات و رحمت و رضوان خداوند بر روح امام و پدران و مادران شهدا که در قید حیات نیستند و بر تمامی شهدای گرانقدر خصوص برادر شهیدتان باد. الهی امین
پاسخ:
پاسخ: سلام حج ناصر
سلام و صلوات به روح همه شهدا خصوصا شهید حسن اخویتان و اخوی حقیر.
۲۳ آذر ۹۲ ، ۰۴:۲۶ سید مجتبی
سلام
آنچه در لغت نامه معین به عنوان دومین ماه سال شمسی آمده، اردیبهشت است نه اردی بهشت.
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم من که خیلی وارد نیستم اما از توضیح لغت نامه دهخدا معلوم میشود( دو کلمه اردی و بهشت در زبان زرتشتی اوستایی جدا گفته شده ) که جدا باید نوشته شود مرحوم فردوسی هم در شاهنامه چند بار جدا نوشته است . با این حال جای کار دارد . متخصصین باید نظر دهند .
شهدای کربلای 4 مظلومیتی مضاعف دارند که هنوز غمشان قلب انسان را سنگین میکند به روحشان صلوات
پاسخ:
پاسخ: قبول دارم حاج مسعود . شهدای والفجر مقدماتی و کربلای 4
همیشه به مامانم می گم نه ما مثل شهداییم نه شما مثل مادرای شهدا!
مادرای شهدا وقتی بچه هاشونو می فرستادن جلوی تانک می گفتن به خدا سپردمت، اما مادرای ما وقتی می خایم بریم سر کوچه بهمون می گن مواظب خودت باش! دیگه اگه بهشون بگیم برامون دعا کنید شهید بشم یه هفته باهامون قهر می کنن.
پاسخ:
پاسخ: آفرین عزیزم نکته بسیار ظریفی است بخدا سپردمت کجا و مواظب خودت باش کجا!!!!؟
سلام علیکم
چه صبری داشتن پدر و مادر شهدا!
پدر و مادر شهدا همشون صبور بودن ولی بعضیاشون صبر زینبی داشتن.
یادمه بی بی زهرا همیشه از صبر بی بی حجیم تعریف می کرد. می گفت بعد از شهادت دایی و عمو که جسد هردوشون مفقود شده بود بی بی حجی می گفته من نمی خام جسد پسرمو بیارن چیزی رو که تقدیم اسلام و درگاه الهی کردم پس نمی گیرم. بی بی زهرا می گفت ولی من دعا می کردم جسد پسرمو پیدا کنن. خدا هر دوشونو رحمت کنه هر دوشو به خواسته شون رسیدن عمو رو بعد از چهار ماه اوردن اما دایی رو نیاوردن تا بی بی حجی رفت پیشش.
پاسخ:
پاسخ: علیکم السلام خدا هر دویشان را با شهدا و سید و سالار شهدا حضرت ابا عبدالله علیه السلام محشور فرماید . ان شاالله
۲۳ آذر ۹۲ ، ۰۲:۵۴ سید مجتبی
سلام
زیبا بود مثل همیشه.
البته قستبی از آن را از زبان خودتون شنیده بودیم.
ان شا الله موفق و پیروز باشید.
ضمنا در خط دوم اردیبهشت را اردی بهشت نوشته اید.
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم
اردی بهشت درسته نه اردیبهشت یا نه ؟ میخوای از شباهنگ بپرسیم .
۲۲ آذر ۹۲ ، ۲۳:۲۸ محمدجسین درچین
با سلام بر شما
و درود بر شهید و مادر شهید
هیچگاه سکوت و آرامش شهید یادم نمی رو
د و همچنین نگاه نافذش .
یاد مشهدی عبدالحسین و حضورش در شهید
آباد بخیر و خدایش بیامرزاد.

پاسخ:
پاسخ: سلام ممنون
۲۲ آذر ۹۲ ، ۲۳:۰۴ مهران موزون
خدایا از روسیاهی ما در برابر ای شهدا بکاه.
خدایا به ما کمک کن که بازماندگان ریاکاری برای آنان نباشیم و بتوانیم حقیقتا رهرو آنان باشیم.
پاسخ:
پاسخ: ان شاالله
۲۲ آذر ۹۲ ، ۲۱:۱۳ رهسپارقدیمی
سلام حج آغا
فکر کنم از وقتی تغییر قالب داده اید . دیر بالا میاید
پاسخ:
پاسخ: ممنون حج مصطفی
سلام یادمه پدرم هم یک بار برای شناسایی دایی مجتبی همراهتون بوده....مرورخاطرات آن لحظات سوهان قلب و روح بی بی بود.هرباز متن زندگینامه اش رابرای بی بی می خواندم امکان نداشت اشکش رانبینم...
انگارسالهاس اوراندیدم
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم
بله آن زمستان سرد و بی روح و تاریک . زمستان 1365
۲۲ آذر ۹۲ ، ۱۸:۳۱ الف دزفول
در اولین پست های الف دزفول از مش عبدالحسین نوشتم
http://alefdezful.blogfa.com/post-4.aspx

هرچند دیگر نیست اما خاطراتی که از او مانده است پتانسیل این را دارد که به یک کتاب جذاب تبدیل شود
پاسخ:
پاسخ: بله علی جان خوانده بودم .
۲۲ آذر ۹۲ ، ۱۷:۵۸ رهسپارقدیمی
سلام سید جان
ما کمتر راجع به این انسان های شریفی که در دوران دفاع مقدس بی هیچ ادعایی به کار تجهیز و تدفین شهدا مشغول بودند پرداخته ایم . خودم دیده بودم که مرحوم ملا رمضان چگونه بالای سر شهدا گریه می کرد .
پاسخ:
پاسخ: سلام حج مصطفی
خدا رحمت کند حج ملا رمضون رو .
سلام
خدا مرحومه مادرتان را با شهدا همنشین کند. خدا رحمت کند سید مجتبی را. با اینکه من خیلی ارتباط با او نداشتم اما واقعا بچه نازی بود. گاهی وقتها انگار کسی مرا یک لحظه می برد به آن سالها و برمی گرداند , و من تا ساعتها مدهوش همان لحظه ام. این را واقعا می گویم.
پاسخ:
پاسخ: سلام مهران جان
از لطف شما سپاسگزارم
۲۲ آذر ۹۲ ، ۰۸:۲۷ امیر ابراهیمیان
خداوند اخوی و والدین محترمتان را در جوار حضرت زهرا میهمان کند.خداوند به شما و همه ما صبر دهد.خدایا بار الها ما را در روز قیامت شرمنده دوستان شهیدمان مکن.
پاسخ:
پاسخ: الهی آمین . ممنون حج امیر