سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پا تر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۲۹ آبان ۹۲ ، ۰۸:۵۷ Unknown

آخرین نظرات

پیوندها

شهید ناصر صانعی

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۱۹ ب.ظ

 

سبقت در شهادت 

شهید ناصر صانعی بچه محل ما بود. اما بدلایلی  خیلی با هم مَچ نبودیم . حتی بیاد نداشتم که هرگز یکدیگر را به نام صدا بزنیم .

گاهی که از جلو مغازه نجاری پدرش که با منزلشان یکی بود رد میشدم او را میدیدم اما دریغ از یک سلام و علیک ساده که بینمان رد و بدل شده باشد. اینها را گفتم تا بدانید چقدر با هم غریبه بودیم. حتی در آن تابستان گرم وقتی او را در پشت خاکریز در منطقه پاسگاه زید دیدم تعجب کردم . غرور خود بینی که سراسر وجودم را فرا گرفته بود زمانی مانند گل آب دیده وا رفت که گلوله توپ در دو متری مان فرود آمد و من پس از معاینه بدنم دریافتم که هیچ ترکشی به من اصابت نکرده است .اما فواره خون از دست و سینه ناصر بالا می زد . در یک لحظه با صدای الله و اکبرش به خود آمدم . نامم را به گونه ایی صدا میزد که انگار سالها در جان هم بوده ایم گفت : من شهید شدم ! دستش را گرفتم دلداریش دادم که ترکش فقط به دستش خورده است اما او خود میدانست که آسمانی است . وقتی آمبولانس حامل او ازما دور میشد چهره اش برنده ایی را مینمود که با زبان بی زبانی میگفت : دیدی من بردم ؟ دیدی تو فقط ادعا بودی ؟ سید دیدی تو همه اش ادعا بودی ؟ اما برنده اصلی من بودم . آری ناصر برنده شد و من بازنده بازنده ایی که داغ شرم را برای همیشه با خود حمل میکردم .

وقتی خبر شهادتش را شنیدم بی اختیار آیه شریفه السابقون السابقون اولئک المقربون  زیر لبم جاری شد . دلم را خوش کردم به اینکه شاید ما مانده ایم تا شهید آینده شویم تا آینده بماند اما ...................

۹۶/۰۱/۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
سید سرزمین خاطره ها

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">