خودکفایی در نگاه پیرمرد همشهری !!!
سال ۱۳۶۱ از طرف شورای محل حواله یک دستگاه ضبط صوت بدستم رسید (آن زمان کالاها ی حواله ایی خیلی ارزانتر از بازار آزاد آن بود ) . یادم می آید مغازه کوچکی بود در خیابان طالقانی حوالی درمانگاه شاهرکنی . وارد مغازه که شدم پیرمردی حدود ۷۰ ساله بین انواع ضبط صوتها و رادیوهای مختلف نشسته بود . سلام کردم ، سرش را بالا آورد و گفت : سلام بوه !!! حواله را به دستش دادم . نگاهی به حواله کرد و غرولند کنان گفت : چه عجب یادشون اومهَ که ای ضبطا هم اینچونن !!! خو بو کوردن!!! از جا برخاست و کارتن رادیو ضبط را روی میز گذاشت و در حالی که کارتن را باز میکرد گفت : بوه امتحونشه کُنُم خوب سیل کن سُبا نه اوویی گوویی خراب بید !!! دوشاخه را به برق زد و رادیو را روشن کردن صدای خوبی داشت . بعد از داخل کارتن نوار کاستی را بیرون آورد و گفت : بوه ایان نوار امتحونشهَ ربع ساعت بیشتر نهِ!!! نوار کاست را داخل ضبط گذاشت و دکمه پلی را فشار داد . به محض روشن شدن ضبط صدای موسیقی تند غربی که از قضا یک خواننده زن بود فضای مغازه را پر کرد . من با عصبانیت فریاد زدم : پهَ ایان چیهَ حجی ؟ ( آن زمان ما روی یک موسیقی معمولی هم حساس بودیم مثل الان نبود که ............) . بنده خدا با صدای من هول شد و سریع ضبط را خاموش کرد . آرام که شدم گفت : بوه اَچهِ خوتهَ عاجزه کُنی ؟ خو ای ضبطانه َ خوتون سازهِ اوسون نوار امتحونشونهَ قُرعون وَنهِ!!!!!!!

ترجمه ها برای فارسی زبانان محترم :
سلام بوه : سلام پدر
چه عجب یادشون اومهَ که ای ضبطا هم اینچونن !!! خو بو کوردن!!! : چه عجب یادشان آمد که این ضبط صوت ها هم در این مغازه انبار شده اند آخه گندیده شدند بس که ماندند .
بوه امتحونشه کُنُم خوب سیل کن سُبا نه اوویی گوویی خراب بید !!! : پدر ضبط را تست میکنم خوب نگاه کن فردا نیایی بگویی ضبط خراب بود .
بوه ایان نوار امتحونشهَ ربع ساعت بیشتر نهِ!!!: پدر این کاست تسته ۱۵ دقیقه بیشتر نیست .
په َ ایان چیهَ حجی ؟: پس این چیه حاجی ؟
پوه اَچهِ خوتهَ عاجزه کُنی ؟ پدر جان چرا خودت را ناراحت میکنی ؟
خو ای ضبطانه َ خوتون سازهِ اوسون نوار امتحونشونهَ قُرعون وَنهِ!!!!!!!: ؟ اگه ناراحتید خودتان این ضبط صوت ها را تولید کنید و داخل آن برای تست صدای قرآن بگذارید.