سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

دزفول ! برای آنانی که با زلال رودش سیراب شده اند و پرورش یافته اند در هر نقطه از کره خاکی که سکنی گزیده اند سرزمین خاطره هاست

سرزمین خاطره ها

عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
تقویم ها گفتند و ما باور نکردیم
در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن
ما نیز جز خاکستری بر سر نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
حتی خیال نای اسماعیل خود را
همسایه با تصویری از خنجر نکردیم
بی دست و پا تر از دل خود کس ندیدیم
زان رو که رقصی با تن بی سر نکردیم

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

  • ۲۹ آبان ۹۲ ، ۰۸:۵۷ Unknown

آخرین نظرات

پیوندها

Unknown

شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۲، ۱۱:۴۰ ب.ظ

 

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

روبه صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز

مردار بود هر آنکه او را نکشند

۹۲/۰۴/۲۲ موافقین ۰ مخالفین ۰
سید سرزمین خاطره ها

نظرات  (۲۴)

۲۷ تیر ۹۲ ، ۰۶:۲۶ حسین خطاب به یه همشهری
سلام آقا سید. من یکی از خوانندگان وبلاگ دیسون و گرای صفر هستم. اونطور که بنده متوجه شدم ظاهرا یه موجودی از موجودات عجیب بیشه خدا به شما توهین کرده و شما رو تهدید کرده. در جواب این موجود عرض شود که الحمد لله نیروهای ارزشی و حزب اللهی خفن پشت همدیگه رو دارن در حدی که مثلا در صورت لزوم بچه های بالا بیفتن به بخت اونایی که جرات میکنن توی وبلاگهای ارزشی دری وری بنویسن. رهگیری کامنتها هم کاری نداره. خدا رو شکر دست دوستان به راحتی میرسه تا گوش «یه همشهری»ها رو همچین بپیچونن که .....
آره داداش اگه میای آموخته های دوران آب خنکت رو مینویسی چیزی بهت نمیگیم پر رو نشو.
شما هم آقا سید اگه خواستی یه ندا بده به گرای صفر تا خبرم کنه اونوقت می بینیم کی سر کیو میبره. یا علی
پاسخ:
پاسخ: سلام حسین جان
اول اینکه این بنده خدا فکر کنم به کلمه ارزشی آلرژی داره خدا کنه هم چِرِ پِر پِرِ نَوَنه
دوم اینکه نه عزیز دل برادر نیاز به این رهگیری و این چیزا نیست یه بار انجام شد دلم بیشتر ریش شد چون کسانی شناسایی شدند که جز غصه چیزی برایم نداشت به شما هم توصیه میکنم هیچوقت دنبال رهگیری و این جور چیزا نباش چون موقع دیدن نتایج هم سرت شاخ در می آورد هم دلت مجروح میشود .
در هر حال ممنون
پاسخ آقای زارع دلم را خنک کرد سید.
دست مریزاد اقای زارع
سلام آقا سید !!!
وای اینجا چه خبره ؟ ....من چند وقت بود نیومده بودم بهتون سر بزنم . تازه میخواستم بیام گلگی کنم که چرا تشریف نیاوردید وبلاگم ولی بی خیال . دارم این حال و روز و اوضاعتون رو با چشمای خودم میبینم .
یعنی چههههههههههههههههههههههههههههههههه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی چی آخه ؟ برای چی ؟
این کارا واسه ی چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته پستتون رو خوندم و فهمیدم تا حدودی قضیه چیست ولی شما رو به خدا نکنین همچین .

امیدوارم در وبلاگتون رو به هیچ وجه نبندین .
پاسخ:
پاسخ: علیکم السلام
باور کن دیگر از نام یک دوست .یک همشهری . یک ...... میترسم
سلام.جان من اون آدم رو رسوا کنید...تا بفهمه چی سرش میاریم
" هرکه با آل علی در افتاد بر افتاد"
با سلام و ادب و احترام خدمت آقا سید رضا (همسایه قدیمی)
با عرض معذرت ، بنده وبلاگ نویس نیستم و فقط گاهی اوقات که فرصت کنم به وبلاگ های دوستانی که در رابطه با دوران پر افتخار دفاع مقدس مطلب می نویسند سر می زنم و بعضاً هم نظراتی می نویسم.
سید جان در چند نظر قبلی ارادت دوستان وبلاگ نویس و ... را به ساحت مقدس جنابعالی که از سادات معظم هستید را مطالعه کردم. همه به اتفاق می گویند سید نرو و بمان به مبارزه ادامه بده!
سید جان چند نکته را مطرح می کنم :
1- ما فرزندان امام خمینی (ره) هستیم و برای ادای تکلیف به میدان می رویم و خواهیم رفت ، نتیجه هر چه باشد ، مأجوریم. انشاءالله.
2- خواهش می کنم از لفظ "فضای کثیف" استفاده نکن ، چون فقط مطالب بد و طعنه های بد ، در این وبلاگ ها نوشته نمی شود ، بلکه خیلی از وبلاگ ها بوی معطر شهدا را به مشام ما می رسانند و ما را به دوران خوش دفاع مقدس می برد ، پس درست نیست که این لفظ بکار برده شود.
3- اگر قرار باشد شخصیتی مانند شما اینگونه از میدان بیرون رود ، میدان برای آن مرگ موش ها باز می شود و هر غلطی که می خواهند انجام می دهند و بیرون رفتن شما را یک پیروزی برای خودشان می دانند.
4- دفاع از اسلام ، انقلاب و خون شهدا بر همه ما واجب است ، پس باید تا سرحد جانمان همانند ، اماممان و شهدای عزیزمان از خود مایه بگذاریم و از کیان اسلام ، انقلاب و خون شهدا دفاع کنیم. حواسمان باشد که فردای قیامت باید جوابگوی شهدا و امام (ره) باشیم.
5- سید جان شما خود بهتر از هر کسی وظیفه خودت را می دانید ، اگر گزافه گویی کرده ام ، مرا ببخش ، فقط هدفم یادآوری بعضی مطالب بود. صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
والعاقبه للمتقین - یاحسین(ع)
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیز دل برادر از خداوند سبحان میخواهم هرگز در این موقعیت قرار نگیری .
این همشهری محترم میگوید سرت را میبرم . میگویم ببر . میگوید حق نداری آخ هم بگویی . میگوید آخ بگویی کولی بازی است !!!! چه کنم برار
۲۵ تیر ۹۲ ، ۰۷:۴۰ رهسپارقدیمی
سلام آقا سید
لطفا خواهش این کمترین برادر خود را که از طرف خود و دیگر عزیزانی که ارادت بسیار به جنابعالی دارند پذیرا باشید و همچنان در این سنگر بمانید و پیام رسان فرهنگ ایثار و شهادت باشید .
پاسخ:
پاسخ: اردت از من است حج مصطفی . شما به روز کن برار تا مم بینُم این آغا چه اَ میشِ دِرا .
چشم
سلام سید بزرگوار
بنده هم مثل همه دوستان از شنیدن این خبر ناراحت شدم و یاد این سخن افتادم که هرکه در این راه مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند امیدوارم بخاطر رسالت سنگینی که بر دوش ماست بتوانیم در این راه ثابت قدم بمانیم درست است که زمینه کار زیاد است و می توانید کارهای دیگری بکنید ولی شما فعلا در این عرصه وارد شدید و باید حافظ آن باشید امیدوارم در تصمیم خود تجدید نظر نمائید موفق باشید
پاسخ:
پاسخ: سلام بر شما . از لطف شما ممنون
سلام
قبول باشه ان شاء الله.
ما از کودکی یاد گرفتیم که هرکس آدم خوبی نبود باهاش قطع رابطه کنیم.
پدرانمون بهمون گفتن: هنون بچون خوبه نیسن نبینمت دگه پیشون گردی.
در صورتی که ما توی اخلاق پیامبر چنین چیزی رو نداریم.
وقتی به زندگی پیامبرنگاهی بندازیم این داستان رو در مورد اون فرد که هر روز روی سر مبارک حضرت آشغال می ریخت تا روزی که بیمار شد و... رو می بینیم.
سوال اینجاست حالا ما که از فرزندان اون عزیز هستیم چقدر میتونیم با افرادی که در حقمون بدی کردن خوب رفتار کنیم؟؟
ما که فرزندان اون حضرتیم چون از فضای وب خوشمون نمیاد دلیلی نداره اونو به حال خودش رها کنیم.
التماس دعا
یا حق
پاسخ:
پاسخ: علیکم السلام آسید بزرگوار
حرفتان منطقی و درست است .اما یک نکته ریز در بحث ما مغفول مانده و ان اینکه آیا محل خدمت فقط همین فضای وب است ؟ حضرت رسول در مقطعی از زمان مکه مکرمه را ترک کرد و به مدینه هجرت فرمودند. پس میتوان سنگری را ترک و در سنگر دیگری خدمت نمود. .
۲۵ تیر ۹۲ ، ۰۲:۱۹ خورشید عالم تاب
امیدواریم که از تصمیم خود منصرف شوید
این میدان مبارزه است.
پاسخ:
پاسخ: کاش میدان مبارزه بود . کاش خط مقدم داشت .خط دو ، خط سه توپخانه ،میدان مین ، میدان موانع داشت
۲۴ تیر ۹۲ ، ۲۳:۵۳ یار شیرین سخن
با توجه به گفته های آقای موزون و نظر خواهیشون از دوستان ، به نظر من دو روش را استفاده کنن و پوزه ذلت ومزلتشونو به خاک بمالن انشاالله در هر صورت ما اجازه نمیدیم که کسی دل نازک و شفیق داییمونو برنجونه و دوست نداریم این وبلاگ بسته بشه
۲۴ تیر ۹۲ ، ۲۳:۳۸ یار شیرین سخن
دایی عزیزم فضا کثیف نیست این آدمها هستن که اونو کثیف میکنن آدمهایی که اونقدر شیطان در روحشون نفوذ کرده که خدا رو هم نمبینن چه برسه به اینکه برای شهید قداست قایل بشن کاش اگه علنی میکردی که چی شده هم درکش برامون بهتر بود هم جواب دندانشکنی داشتیم(با کمک همه دوستان واقعیتون)که دیگه جرات و جسارت همچی کاری رو به خودشون ندن وقتی به وبلاگت سر میزدم اول نگاه به عکس دایی مجتبی میکردم بعد نگاهی به عنوان پستت،نذار دشمن به هدف کثیفش برسه دل یزیدیا رو خوشحال نکن
پاسخ:
پاسخ: بله عزیزم انسان موجود عجیبی است . یا احسن تقویم است یا اسفل السافلین
۲۴ تیر ۹۲ ، ۲۳:۳۴ امیرابراهیمیان
سید جان خودم حالم خوب نبود.دو روز است در بستر بیماری همیشگی منزل هستم.ولی با این پیام شما احوالم بدتر شد.بجان شهدا که همه زنده هستند.اگر بدانم کیست که به شهدا توهین میکند با این اندک رمقی که در بدن دارم دنیای کثیفش را بر سرش خراب میکنم
پاسخ:
پاسخ: ممنون حج امیر اگر میدانستم که سهمی برای شما نمی ماند برادر .
یا من اسمه دوا و ذکره شِفا . یا ولی العافیه اسئلک العافیه عافیه الدین والدنیا و الاخره.
انشاالله شِفای عاجل
سلام حاج سید رضای عزیز
حالت را می فهمم.شاید اگر برادر نازنین وشهیدی مانند برادر عزیزت نداشتم نمی فهمیدم چه می کشی. ولی جانم به قربانت عهد ما با شهیدان چه می شود؟ ما با ولایت تا آخر هستیم حتی اگر قلبمان مجروح کلام بی مغز نااهلان شود. ورگرد برار اومو دیری نترم تحمل کنم.
پاسخ:
پاسخ: علیکم السلام حج ناصر
رحمت خداوند بر همه شهیدان اسلام . ممنون از محبت شما
۲۴ تیر ۹۲ ، ۱۹:۵۲ محمدحسین دُرچین
بارها گفته ام سلام بر سیدنا و باز هم می گویم سلام بر سیدنا
دفعه قبل گفتم و دیگر نمی گویم و لی این بار حالم را گرفتی .
لا اقل عکس سید شهیدم را می گذاشتی از این هم دریغ کردی سید.
اگر رفته ای و کنجی از حرم بی بی فاطمه معصومه(س)را انتخاب کرده ای .ما را دعا کن .
کاری به این و آن نداشته باش فقط خدا را.
پاسخ:
پاسخ: سلام برار احساس کردم این فضای کثیف لیاقت عکس شهدا را هم ندارد .
۲۴ تیر ۹۲ ، ۱۷:۱۲ امیرابراهیمیان
سلام سید.هم چه بیسه قربون جدت بام.خبری دام بینم هم کی عاجزت کورده. با پست جدید قورباقه های شماره دار ! منتظر شما هستم.
پاسخ:
پاسخ: سلام حج امیر چشم
دوستان سلام
سید رضا موضوع را به بنده گفت.
از او کسب اجازه کردم تا آنطور که صلاح می دانم رفتار کنم.
می خواستم در دیسون تیغ از نیام برکشم و شاهرگ حماقت را ببُرم.
لکن بهتر دیدم تا همین جا و درگودال قتلگاه وبلاگ سید، کاری را که می خواهم انجام دهم.
اکنون دو تصمیم دارم و مانده ام که کدام را انجام دهم؟
اول اینکه جوابی شایسته ی کسی که شمشیر بر گلوی این وبلاگ نهاده بدهم.
دوم اینکه پای کسی را که آن شخصی شمشیر به دست به بهانه ی دفاع از او به این وبلاگ هجوم آورده به این فقره باز کنم.
به بیان دیگر کاری کنم که شخص مورد نظر آن شمشیرکش(یعنی آقای س.ا.آ) در خصوص بود و نبود این وبلاگ و دل شکسته ی سیدرضا اعلام نظر کند تا آن شمشیر به دست ایستاده در سایه، تا سرحد مرگ شرمنده شود.
کدام راه بهتر است؟
شما نظر دهید دوستان.
سلام سیدجان از اینکه قصد رفتن کرده ای شوکه شدم. می خواهم یک چیز به شما بگویم. بعد از رحلت امام(ره) ببین چه کسی به اندازه ی امام خامنه ای این همه مشکلات انقلاب را به دوش کشیده است. چهره ی ماه او را ببین. اگر قرار باشد کسی خسته شود وجود مبارک اوست. اما در چهره منور او فقط امیدواری است و نشاط. پیام امام و شهدا یادت نرود ما مامور به ادای تکلیف هستیم نه نتیجه. بگذار هرچه می خواهند دیگران بگویند و انجام دهند ما دست در دست هم، پشتیبان ولایت فقیه می مانیم. این چند صباحی که مانده، آبرویمان را هم در این راه می گذاریم. دیگر خود دانی. والسلام
پاسخ:
پاسخ: سلام حج ناصر ممنون برار . نمیدانم ....................
۲۴ تیر ۹۲ ، ۰۶:۴۷ رهسپارقدیمی
سلام آقا سید
ما بر آن عهد که بستیم هستیم .
مطمئن باشید دریا به آب دهان سگ نجس نمی شود .
ساحت مقدس شهدای ما با کج دهنی انسان های بی فرهنگی که این فضای مجازی را آلوده می کنند مکدر نخواهد شد .
سید جان اجازه ندهیم تا این فضا ی مجازی جولانگاه کسانی شود که تحمل شنیدن حرف های حق و پیام شهیدان را ندارند .
پس می مانیم و اجازه نمی دهیم تا سنگرمان به دست دشمن بیفتد .
اگر بخواهید اینجا را تعطیل کنید ما هم می رویم . به عنوان اعتراض پست مطلب جدیدم را که قرار بود فردا بگذارم نخواهم نوشت و تا شما تجدید نظر نکنید ویا اجازه ندهید بروز نخواهم شد ! یا علی
پاسخ:
پاسخ: سلام حج مصطفی عزیز دل برادر شما که توان ماندن دارید بمانید . هر کس در هر سنگری توان دارد تکلیف دارد بماند . نقطه ضعف مرا یافته اند و با لمس کوچکی و چوفکنیدن زخمم به آسانی به هدفشان میرسند . در لباس دوستند یا دشمن خدا میداند!!!!
۲۳ تیر ۹۲ ، ۲۲:۲۹ یاسر قربانی
سلام
افسوس میخورم وقتی میبینم اهل باطل بر باطلشان استوار می ایستند در حالی که اهل حق زود میدان را خالی می کنند.
هرچی که شده نباید وبلاگتون رو می بستین.
اگر همراه خدا شدین باید سختی ها رو با جون و دل بپذیرین.
رفتن چاره ی کار نیست.
یــــــــــ زهر ــــــــــــــاعلی(ع)
پاسخ:
پاسخ: سلام عزیزم
فضا کثیف است . یا باید بمانی و تحمل کنی کثافت رو که کار حضرت فیل است . یا باید محل را ترک کنی .میادین زیاد است برخی افراد برای برخی میدانها ساخته نشده اند. آمده بودم که بمانم اما هر نبردی زره خود را می طلبد که من بعد از چند خود آزمایی متوجه شدم بدرد این فضا نمیخورم . عزیزم در عرصه حق و باطل اول قدم این است که باطل را بشناسی . اگر باطل لباس حق را بپوشد واویلایی می شود وحشتناک . اما دلیل اصلیش را به . ن . توضیح داده ام میگه بهتون .
موید باشی .
۲۳ تیر ۹۲ ، ۱۹:۴۴ رهسپارقدیمی
سلام آقا
حیف است این پنجره را ببندید . اگر از ما خسته شده اید ما را کنار بگذارید و با بهتر از ما ارتباط برقرار کنید !
حیف است این پنجره را ببندید . هنوز گوش ها و چشمان زیادی برای دیدن و شنیدن باز است تا حرف ها و درد دلهایی از جنس خدایی را از شما بشنوند .
حیف است این پنجره را ببندید . با دلهای منتظر که انتظار دل گفته های شما را دارند چه می کنید .
اگر قرار است این پنجره بسته شود بجایش دری را باز کنید که همچنان مشتاقان شما از دیدنتان لذت ببرند .
آقا سید ما را تنها نگذارید . . .
پاسخ:
پاسخ: .
حج مصطفی برادر عزیز پاسختان را خصوصی نوشته ام .
۲۳ تیر ۹۲ ، ۰۵:۰۶ یار شیرین سخن
دایی جونم تورو خدا چی شده چرا جوابمو نمیدی نگرانی دارم میمیرم
۲۳ تیر ۹۲ ، ۰۰:۳۴ یار شیرین سخن
سلام هم چه بیسه په؟؟ اچه تعطیله !!!!دلم افتید مه فکر ساعته یه ره میام سره ورته زنم په ایطوره؟تا پونزدهم چه کنم خالو؟
چرا؟؟؟!!!!!!
۲۲ تیر ۹۲ ، ۲۳:۱۹ الف دزفول
حرف دارم سید ، حرف دارم . . .
می خواهی بروی ، برو . . .
اما حرف هایی را که این چند ماه توی سینه حبس کرده بودم ، آوار می کنم روی دلت . .
می خواهی بروی ، برو . . .
اما منتظر باش که کسی کوه دردش را آوار کند در امواج متلاطم دریای غصه هایت و متلاطم ترش کند

سید . . . .